کد خبر: 24701 | تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۴ | بدون نظر |   |

به قلم / مجید فیض اللهی

این چنین با همه درساخته ای یعنی چه؟

به قلم / مجید فیض اللهی : این مطلب را چند روزی مانده به برگزاری انتخابات نوشته بودم ، اما چون نگران بودم که مبادا حمل بر حمایت از indexنامزدهایی یا مخالفت با نامزدهایی دیگر گردد و اصل سخن از دقت دور بماند ، انتشار آن را به بعد از انتخابات موکول کردم. اظهارات مشمئز کننده برخی نامزدها در یکی دو روز مانده به پایان تبلیغات نیز صحت ادعاهای این مقاله را نشان داد و من دریغم آمد که این مقاله را محبوس نگرانی از رنجش برخی ها یا ملامت و دلخوری احتمالی برخی دوستان عزیز بدارم. امیدوارم دوستانی که وجود نازنین آنان از هر امر سیاسی برایم عزیزتر و پربهاتر است ، این سخنان را به مثابه نوعی نقد جمعی و از درون ارزیابی کنند و  آنرا هیچ به دل نگیرند. جانب نقد عزیز است فرومگذارش .

همین جا به جناب آقای مهندس ولی ملکی ، به خاطر توفیق درکسب رای اعتماد و اطمینان مردم شهر، صمیمانه تبریک می گویم و  برایش از خدای متعال موفقیت در ادای حق نمایندگی و درک این فرصت ارزشمند را مسالت می نمایم . پختگی سیاسی و عقلانیت مدنی ایجاب می کند که از این پس همه نیروهای سیاسی به ویژه مخالفان ، در هر تصمیم و برنامه صحیح و نافع به حال شهر از وی حمایت کنند و همزمان تیغ تیز نقد را بر سر نماینده محترم بالا نگه دارند و یاری اش کنند تا می تواند بر صراط صحیح توجه به حقوق و منافع عموم باقی بماند . جناب ایشان را نیز برازنده آن است که بر موافقان و نزدیکان سیاسی مراقبت بیشتر کند و بر چاپلوسان و شیرین سخنان گردشیرینی لگام بزند و ناقدان و عالمان را بیشتر حرمت نهد و از طرد مخالفان به صرف مخالف بودن بپرهیزد و بداند که در این جماعت خیری هست که در آن دسته نیست. همچنین رسم سپاس به جا نیاورده خواهد شد اگر از پایگاه های خبری و اصحاب رسانه های مجازی و نوشتاری شهر تقدیر نکرده باشم چه آنان با فعالیت قابل تحسین شان شورآفرینان و نورافکنان بی بدیل انتخابات بودند و حقا که شایسته عنوان بزرگ ترین فاتحان انتخابات اند. در این جا به عنوان یک شهروند بر زحمات آنان ارج می نهم و سپاس خویش را اعلام می دارم.  اینک این مقاله بدون هر گونه تغییر و به همان صورتی که قبل از انتخابات تدوین شده بود،در اختیار خوانندگان محترم قرار می گیرد.

…………………………………………………………………………………………………

تصویر آرایش نیروهای سیاسی در انتخابات مشگین شهر ، تصویری طنزآمیز و البته پندآموز است. اصول گرایان و اصلاح طلبان ، بخشی  قابل توجهی از هر دو ، در برابر نامزدی صف آرایی کرده اند که دیروز در کنارش بودند و روی به کسی آورده اند که دیروز از او رویگردان بودند. هر دو کمر همت بر فرستادن کسی به بهارستان بسته اند که دیروز سد راه رسیدن وی به بهارستان بودند. جالب تر آنکه ، چه آنانکه  از آنها روی گردانده شده است و چه کسانی که بدانها روی آورده شده است، دیروز هم بودند، امروز هم هستند. بازی گردانان سیاسی انتخابات هم ، عمدتا ، همان هایی هستند که دیروز هم بودند،امروز هم هستند. این تصویری است که پیش روی ماست.

   زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب        این چنین با همه در ساخته ای یعنی چه ؟

وجدان جمعی ، این سنخ رفتارهای سیاسی را عموما مذمت می کند و هیچ روی خوش بدان نشان نمی دهد. تقبیح این سنخ رفتارهای سیاسی از  سوی وجدان جمعی  که  می توان آن را یکی از ترازوهای اخلاق  سیاسی برشمرد ، نشان می دهد که یک  جای کار در این  جا ایراد دارد ؟ مخصوصا اگر توجه داشته باشیم چنین روندهایی در صورت استمرار، به پاره ای از  شخصیت سیاسی جمعی ما تبدیل می شود و فرهنگ سیاسی نامحمودی را شکل می دهد .

صمیمانه می گویم، مطلقا نظر به اشخاص ندارم بلکه توجه من معطوف به  تصمیمی جمعی است که حاصل یک منطق معیوب است . از این رو قصد ملامت و مذمت یا حمایت از هیچ کس، گروه یا جمعی را ندارم،  اما پنهان نمی کنم که این را یک ناهنجاری سیاسی می بینم و عمیقا از آن متاسفم . سخن من این نیست که کسانی که مشمول این جابجایی موضع و نوسان و چرخش اند ، دیروز در موضع درست یا نادرست بودند یا امروز در موضع صواب یا خطا قرار گرفته اند. سخن من آن است که حتی در موجه ترین حالت یعنی انتقال از یک موضع اشتباه در دیروز به یک موضع صواب در امروز ، باز باید اندیشه بیشتری کنند که چرا دیروزی که فاصله زیادی با امروز ندارد در همین موقعیتی که امروز هستند، نبودند.  آنکه امروز مورد حمایت است ، امروز چه فضیلتی یافته است که دیروز نداشت ؟ و  آنکه امروز مطرود واقع شده است، امروز چه کاستی دارد که دیروز نداشت ؟ اگر اشخاص همان اشخاص دیروزند و شخصیت و درونمایه آنها هیچ تغییری  نیافته است، این تفاوت در  مواضع امروز و دیروز چگونه باید در برابر وجدان جمعی توجیه شود؟

من به تاثیر جدی فقدان نظام انتخابات حزبی و تنگنای فضای رقابت سیاسی بر این ناهنجاری سیاسی آگاه و معترفم اما در این جا قصد ورود به این موضوعات ملی را ندارم . داوری ام در این جا مبتنی بر مشاهدات و تجربه های بومی و مسایلی است که در سطح شهر جریان داشته و دارد . دریافت من آن است که این ناهنجاری سیاسی و مواضع پاندولی در بین نیروهای سیاسی شهر در هر دو طیف سیاسی ، اغلب ریشه در غلبه منطق (( نتیجه– منفعت گرایی )) بر منطق (( فضیلت – حقیقت گرایی )) دارد. منطق نتیجه گرایی به راحتی حقیقت را به پای منفعت قربانی می کند و در گذر زمان نیز تناقضات درونی آن خود را بروز داده و  حاملان و حامیانش را به تنگنا می کشاند و جمع شان را پریشان و  از هم گسیخته می سازد.

به یاد دارم  جمعی از اصحاب سیاست شهرمان در یکی از دوره های انتخابات، رفیقی عزیز  و محترم را که هم اکنون از مدیران موفق اجرایی است، دعوت به نامزدی در انتخابات کردند. برخی از آنان که شاگردوار برایشان احترام استادی قایلم و اکنون در طیف اصول گرایی ایفای نقش می کنند ، در میانه راه با تمسک به همین منطق (( نتیجه- منفعت )) ، به اردوگاه نامزدی دیگر رفتند ، در حالی که اعتراف داشتند که این عزیز از آن آقایی که به حمایتش رفته بودند ، فاضل تر و صالح تر است . تنها استدلالشان آن بود که شانس پیروزی آن آقا از این رفیق فاضل و کاردان قوی تر است. بدین ترتیب به راحتی هم نقض عهد کردند و هم فضیلتی را به پای منفعتی قربانی کردند. حق و فضیلت موجود را ضایع کردند تا به حق و هدفی موعود و نسیه که مدعی اش بودند ، دست یابند.

می بینم که این استدلال معیوب آن عزیز اصول گرا ، امروز به شکلی دیگر  از سوی برخی عزیزان اصلاح طلب مورد استناد قرار می گیرد و عجبا از بعضی از این عزیزان که  آن روز به آن منطق خرده می گرفتند و  امروز خود بدان توسل می جویند؟

 کنار حق باید ایستاد و نیرومندش کرد ، هر چند ضعیف باشد و از باطل باید دوری جست و تضعیف اش کرد ، هر چند قوی باشد. حق را باید  گفت به روش حق و باطل را باید کوفت ، اما نه به روش باطل. روش برای خود موضوعیت دارد. عیار آدمیان را باید با روش هایی که  به کار می گیرند سنجید نه با آرمانهایی که در سر می پرورانند.

سخن آن نیست که هر تغییر موضعی ، مطلقا ، نامطلوب و نامقبول است و باز سخن بر سر نفی واقعیات و انعطاف ورزی در عرصه سیاست نیست. سخن بر سر آن است که هر تصمیم یا تغییر موضع سیاسی باید اخلاقا موجه و مقبول باشد. توجیه تغییر موضع سیاسی بر مبنای (( نتیجه – منفعت گرایی  )) استدلالی غیراخلاقی و سخت چوبین و بی تمکین است و حدیقف آن معلوم نیست که کجا خواهد بود؟  چنین رویکردی اساسا هویت سوز است و اصالت فکری و هویت جمعی  را فروتر از بازی های سیاسی می نشاند. ابایی ندارد از اینکه شکست رقیب ( و نه الزاما پیروزی خود ) را به اولویت نخست تبدیل می کند ، حتی اگر به بهای پشت کردن به اصالت و هویت سیاسی خود باشد.

نتیجه گرایی نمی تواند آن چنان بی چارچوب و گلوگشاد باشد که حتی مبنای انتخاب بین دو امر ناهموزن از نظر حقانیت و فضیلت باشد ، چه برسد به اینکه در توجیه شکستن میثاقی و نقض عهدی ( حتی اگر در بستن آن اشتباهی روی داده باشد ) مورد استدلال قرار گیرد. اگر نامزدهایی که با آنها میثاقی جمعی بسته شد، واقعا صلاحیت داشتند که با آنها هم میثاق شوید و شما از سر صمیمیت با آنان هم میثاق شدید ، چرا نقض میثاق کردید و دیگری را بر آنها ترجیح دادید و اگر صلاحیت نداشتند، چرا با آنان میثاق نوشتید و بر آن امضا زدید ؟ این چنین است که نتیجه گرایی بی اعتنا به فضیلت و اخلاق می تواند سر از هویت سوزی و تجارت اندیشی سیاسی در آورد  و چه تضمینی است که اصلاح طلبان با همین منطق ، فردا روزی به حمایت از کسی بر نخیزند که امروز برای جلوگیری از  ورودش به مجلس صف آرایی کرده اند؟

 چه  فضیلتی بالاتر از وفای به عهد سیاسی و چه پیروزی ارزشمندتر از  ایستادن بر موضع و غنی سازی هویت خویش و  استفاده از فرصت رقابت انتخاباتی برای تربیت ، تولید و تکثیر نیروهای جدید درجه یک و باکیفیت تر بیشتر  ؟ استارت کار مجموعه اصلاح طلبان شهر در این دوره انتخابات، بسیار امیدوار کننده بود و آنان با به میدان فرستادن چند نامزد، در این مسیر مبارک گام گذاشتند اما دیدیم که این روند ریسک دار اما پرسود ، در نهایت امر قربانی منطق نتیجه– منفعت گرایی  شد؟

نتیجت اندیشان ، عاقبت تجارت اندیش می شوند،تجارت اندیش که شدند، هویت فروش می شوند . باید پرسید هویت که می دهید چه چیزی ارزشمندتر از آن به دست می آورید. هویت فکری و سیاسی آدمیان تمام سرمایه اجتماعی اوست که نباید ارزان فروخته شود و اساسا نباید فروخته شود.مگر سیاست ورزی در انتخابات و مجلس خلاصه می شود؟

            عامل دیگری که به گمانم در این ناهنجاری سیاسی ایفای نقش می کند،غلبه ظاهر گرایی بر محتوا مداری است. وقتی ظاهر گرایی ، محتوا را به حاشیه براند و فرع بر اصل و قشر بر مغز تقدم یابد ، اصول گراتر یا اصلاح طلب تر آن کسانی می شود  که در دعوی اصول گرایی یا اصلاح طلبی متظاهرتر و پرمدعاتر و پرهیاهوتر باشند. ظاهر گرایی و ضورت گرایی که غلبه داشته باشد، اصول گرایان یا اصلاح طلبان فکری و اصالت خواه ، معمولا مورد بی مهری قرار می گیرند و به حاشیه رانده می شون،. چون دست رد آنان به شخص گرایی و کیش شخصیت و پایبندی شان به اخلاق نقادی و  رعایت وقار فکری و رفتاری ، حس هیجان و میل به شور و احساس و های و هوگرایی را ارضا و اقنا نمی کند.صورت گرایان وهیجان خواهان دایره نگاهشان به نتایج آنی و کوتاه مدت است و چون محتوا و اصول و مبانی نزد آنان ارزش ثانوی یافته است، غافلانه هویت سیاسی خود را قربانی نتیجه گرایی می کنند و در گذر زمان متحیرانه تحلیل و تفرق در هویت سیاسی و تشکل جمعی شان را به تماشا می نشینند.

من شکل گیری احزاب قدرتمند سیاسی و سیستم حزبی را را از اوجب واجباب برای تثبیت و تحکیم نظام سیاسی و حرکت کشور در مدار ثبات و عقلانیت سیاسی و  بین المللی شدن می دانم و این چنین سیالیت بی چارچوب در جریانهای سیاسی را مضر به  روندی می بینم که طی آن امید می رود جریانهای سیاسی موجود روزی در قالب احزاب سیاسی با استاندارهای جوامع توسعه یافته ظاهر شوند. به امید آنروز که فضای سیاسی کشور چنان باز باشد و اخلاق سیاسی در تعاملات و رقابت های سیاسی چنان ریشه دواند که از بحث های ملول کننده این چنینی که تصدیع اوقات خوانندگان کرد، عبور کرده باشد.

هرگونه کپی برداری از خبرهای این سایت، تنها با ذکر نام خیاونیوز و کد خبر موردنظر مجاز است.
کد این خبر: 24701

0

ارسال نظر

- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خیاونیوز در وب سایت منتشر خواهد شد. با توجه به تعداد زیاد نظرات، روند بررسی و تائید نظرات ممکن است مدتی به طول انجامد.
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی شوند.
- نظراتی که غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


----------------------------------------------------------
همه اخبار