کد خبر: 14538 | تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۴ | ۲۲ نظر |   |

تکرار/تعزیه الگوی کهن نمایش های ایرانی

احدکریمی  ( نویسنده ، بازیگر وکارگردان تئاتر )

تعزیه (یا تعزیت) به معنی سوگواری، برپایی یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت، امر کردن به صبر و پرسیدن از خویشان درگذشته،سرسلامتی دادن و … است.اما آنچه به عنوان تعزیه مشهور است گونه‌ای از نمایش مذهبی منظوم است که در آن عده‌ای اهل ذوق و کارآشنا در جریان سوگواری‌های ماه محرم و برای نشان دادن ارادت و اخلاص به اهل بیت علیهم السلام، طی مراسم خاصی بعضی از داستان‌های مربوط به واقعهٔ کربلا را بازآفرینی می‌کنند.

پیشینه :

تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق پیدا نیست. برخی با باور به ایرانی‌بودن این نمایش آیینی، پاگیری آن را به ایران پیش از اسلام به پیشینهٔ سه‌هزارسالهٔ سوگ سیاوش – پهلوان داستان‌های ملی ایران – نسبت داده و این آیین را مایه و زمینه‌ساز شکل‌گیری آن دانسته‌اند. برخی پژوهشگران نیز پیشینهٔ آن را به آیین‌هایی چون مصائب میترا ویادگار زریران بازمی‌گردانند والخ .

برخی دیگر با استناد به گزارش‌هایی، پیدایش تعزیه را مشخصاً از ایران پس از اسلام و مستقیماً از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش می‌دانند.

شکل رسمی و آشکار تعزیه، به روایت ابن‌کثیر، برای نخستین بار در زمان حکمرانی دودمان ایرانی شیعه‌مذهب آل بویه صورت گرفت. این سوگواری به گونه‌ای بود که معزالدوله احمد بن بویه در دهم محرم سال ۳۵۲ هجری قمری در بغداد به مردم دستور داد که برای سوگواری، دکان‌هایشان را بسته و بازارها را تعطیل کرده، نوحه بخوانند و جامه‌های خشن و سیاه بپوشند. از این دوره دسته‌های عزاداری و نوحه‌خوانی رایج شده و پایه‌های نمایش شبیه‌گردانی ایران گذاشته شد.

تعزیه بیشترین رواج خود را با حمایت دولت و حکومت صفویان پیدا کرد. در دورهٔ شکوفایی تعزیه، با رواج تشیع و دلایلی مانند روضه‌خوانی و حمله‌خوانی تعزیه از حمایت بیشتری برخوردار شد.

تعزیه در اکثر دوره‌های تاریخی ایران بخصوص در دوره قاجاریه از جایگاه ویژه‌ای بین اقشار مردم و مقامات سیاسی کشور برخوردار بوده است تا جایی که ناصرالدین شاه دستور ساخت “تکیه دولت” به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مکان‌های تئاتری ایران و جهان را برای اجرای مجالس تعزیه صادر می‌کند. به طوری که بسیاری این دوره را عصر طلایی تعزیه نامیده‌اند. تکیهٔ دولت در زمان ناصرالدین شاه به تقلید ازتماشاخانه اپراهال انگلستان ساخته شد که ابتدا به منظور یک سالن تئاتر ساخته شد اما با مخالفت‌هایی که بود به تکیه تبدیل شد. از دیگر تکیه‌های معروف آن زمان تکیهٔ معاون‌الملک در کرمانشاه بود.  در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه، تعزیه در ۳۰۰ مکان مشخص برپا می‌شد. تعزیه تا زمان مشروطیت در اوج ماند.

در سال‌های آغاز دیکتاتوری رضاخان، یعنی پس از ۱۳۰۴ هجری شمسی، اجرای تعزیه و روضه‌خوانی رفته‌رفته ممنوع اعلام شد و با تخریب تکیهٔ دولت به دستور رضاخان، تعزیه پا به دوران افول خود گذاشت. هرچند پس از شهریور ۱۳۲۰ دیگر بار سر برآورد، اما در برابر سرگرمی‌هایی همچون سینما و تئاتر، نتوانست موقعیت و عظمت پیشین خود را بازیابد.

فارغ از نظریه هایی که درباره پیدایش  وسیر تحول وتکامل تعزیه وجود دارد، این آیین تبدیل به یکی از بارزترین و مهمترین آیین‌های نمایشی ایران شده است. شیوه‌های به کار رفته در اجرای مجلس تعزیه یا شبیه‌خوانی از نکات و ویژگی‌های بارز این آیین است که دستمایه پژوهش‌های بسیاری توسط هنرمندان و پژوهشگران ایرانی، اروپایی و آمریکایی شده است.

اصطلاحات و واژه‌های رایج در تعزیه

شبیه‌گردانی: نمایش تعزیه

شبیه: بازیگر تعزیه

مقتل‌نویس: نویسنده نسخه و متن نمایش تعزیه

معین البکا: کارگردان تعزیه

ناظم البکا: دستیار کارگردان تعزیه

بانی: سرمایه‌گذار و تهیه‌کنندهٔ تعزیه

فرد(مکالمه) : نسخه و متن نمایشنامهٔ تعزیه

بچه‌خوان: کسی که به جای دو طفلان مسلم یا رقیه و.. می‌خواند

زینب‌خوان: بازیگری که در نقش زینب بازی می‌کند

رجزخوانی: هنگامی که اولیا (خاندان پیامبر) و اشقیا (مخالفان پیامبر) در مقابل هم از افتخارات و اصل و نسب خود حرف می‌زنند.

اشتلم‌خوانی یا پهلوان‌خوانی: هنگامی که اشقیا با بیان غلوشده گفت‌وگوهایشان را بیان می‌کنند در حالی که اولیا در یک دستگاه موسیقی گفت‌وگو را به آواز بیان می‌کنند که به آن تحریرکردن می‌گویند.

موالف‌خوان(موافق خوان): شخصی که در نقش اولیا بازی می‌کند.sh5-arezou-91

دستگاه: هر تعزیهٔ کامل را یک دستگاه یا مجلس گویند.

انواع تعزیه

محتوا و موضوع تعزیه . محققان تعزیه ها را از حیث محتوا و موضوع به چهار دسته تقسیم کرده اند که این چهار دسته از نظر زمانی به دنبال یکدیگر شکل گرفته اند و عبارت اند از:

۱) واقعه ، که شامل تعزیه های اصلی می شد و شخصیتهای آن مذهبی و محور آن شهادت امام حسین علیه السلام و یاران آن حضرت بود. ظاهراً این دسته از تعزیه ها زودتر از بقیه ابداع شده و از جمله آنهاست : شهادت حضرت عباس ، حضرت مسلم ، دو طفلان مسلم ، علی اکبر، عروسی قاسم و تعزیه شهادت امام حسین علیه السلام .

۲) پیش واقعه ، که شامل تعزیه های فرعی بود و از نظر داستانی استقلال کامل نداشت و در واقع ، حوادث و ماجراهایی بود که پیرامون واقعه ساخته می شد. شخصیتهای پیش واقعه الزاماً مذهبی نبودند. از جمله این تعزیه ها «مجلس عباس هندو» است که در آن ، بانویی قصد برگزاری تعزیه حضرت عباس را دارد، اما کسی را که بتواند نقش او را ایفا کند نمی یابد، تا اینکه جوان هندویی به نام عباس از کوچه می گذرد، شیونِ زن در وی اثر می کند و اسلام می آورد و در تعزیه ، اجرای شبیه حضرت عباس را بر عهده می گیرد.

۳) گوشه ، که شامل شبیه هایی بوده است با عناصر شادی آور و از نظر داستانی مستقل . شخصیتهای آن ، هم مذهبی و هم غیرمذهبی بودند. این نوع تعزیه ها عوامل اصلی تحول تعزیه را به سوی نمایش غیرمذهبی فراهم ساختند. «تعزیه مضحک » یا «شبیه مضحک » کمابیش از تحول همین تعزیه ها به وجود آمده است . از جمله این تعزیه هاست : «شبیه لیلی و مجنون » که تنها عنصر مذهبی آن وقتی بود که مجنون از امام صادق علیه السلام راهنمایی می طلبید، و «تعزیه به چاه انداختن حضرت یوسف ». معمولاً در پایانِ گوشه ، به کربلا و واقعه شهادت امام حسین علیه السلام نیز می پرداختند که اصطلاحاً به آن «گریز زدن به صحرای کربلا» گفته می شد.

۴) تعزیه مضحک ، که در آن نسبت به همه چیز غلو می شد. این نوع تعزیه کم کم پای «مقلد»ها و «مسخره »ها را به تعزیه باز کرد. طرح اصلی تعزیه مضحک ، تمسخر اشقیا و تکریم اولیا بود و شبیه هایی چون دیو، پری ، جن و حیوانات از نقشهای مهم آن به شمار می رفتند.

مراحل تعزیه‌خوانی

تعزیه‌خوانان معتقدند که تعزیه‌خوانی را باید پله‌پله آموخت و نمی‌شود ره صدساله را یک‌شبه طی کرد و از امام‌خوانی آغاز کرد. استادان هنرهای آیینی –  سنتی معتقدند که موافق‌خوان‌ها تعزیه‌خوانانی‌اند که صدای خوبی داشته و می‌توانند در ردیف‌های موسیقی اجرای برنامه کنند.

در قدیم اکثر کسانی که وارد تعزیه می‌شدند ریشه‌ای در تعزیه داشتند؛ پدر یا پدربزرگ یا برادرشان تعزیه‌خوان بودند؛ یا حتی در محله‌ای زندگی می‌کردند که یک گروه تعزیه‌خوان ثابت در آن محل زندگی می‌کردند و استادان تعزیه به عنوان معین‌البکاء (تعزیه گردان) به هیأت‌ها می‌رفته و استعدادیابی می‌کردند و کسی را صدایش خوب بود اجازه می‌گرفتند و به تعزیه می‌آوردند. به باور استادان این هنر، هرکسی نمی‌تواند تعزیه‌خوان شود بلکه باید جوهرهٔ اصل تعزیه را داشته باشد؛ یعنی علاوه‌بر صدای خوب باید در خواندن بی‌پروا بوده، ترسو نباشد. بعضی از بچه‌خوان‌ها صدای خوبی داشتند اما در جنگ بی‌پروا نبودند و تا یکی از اشقیا برای بازی جنگ به مقابلشان می‌آمد می‌ترسیدند یا در مقابل جمع صدایشان را رها نمی‌کردند.

تعزیه‌خوانی بر اساس یک سلسله‌مراتب است. کسانی که وارد تعزیه می‌شوند از کودکی در نقش بچه‌خوان آغاز می‌کردند. طبقه‌بندی تعزیه هم این‌گونه‌است که زمانی که کسی بچه‌خوانی می‌کند اول نقش سکینه و رقیه را بازی می‌کند؛ سپس طفلان مسلم و بعد قاسم‌خوان می‌شود. به اعتقاد تعزیه‌خوانان، یک  “طفلان مسلم‌خوان ” خوب می‌تواند یک قاسم‌خوان خوب باشد؛ یک قاسم‌خوان خوب هم می‌تواند یک علی‌اکبرخوان خوب ‌شود؛ زیرا این نقش‌ها مکمل یکدیگر بوده و آوازها در دل هم قرار می‌گیرند. اگر در علی‌اکبرخوانی درآمد اول چهارگاه است، در شبیه قاسم همان چهارگاه است اما یک پرده بالاتر در گوشهٔ زابل است. به این دلیل که صدای قاسم‌خوان چپ‌کوک است و معمولاً یک گام بالاتر است.

دورهٔ علی‌اکبرخوانی که طی می‌شود، تعزیه‌خوان وارد دورهٔ شهادت‌خوانی می‌شود. اگر صدای خوبی داشته باشد شهادت‌خوان می‌شود؛ اما اگر صدای تعزیه‌خوان ضعیف اما خوب باشد زن‌پوش می‌شود. بعد از این‌که یک تعزیه‌خوان دورهٔ شهادت‌خوانی را به پایان برساند دیگر محاسنش سفید شده و می‌تواند امام‌خوان باشد. کسی که در رأس شهادت‌خوانی قرار می‌گیرد هم امام‌خوانی می‌کند و هم عباس‌خوانی. آخرین مرحله امام‌خوانی است که در آن باید از یک سنی گذشت تا به این مرحله رسید. در این سن صدا کمی ضعیف‌تر می‌شود اما سوز بیشتری دارد.

دیدگاه نمایش‌شناسانه برتعزیه :

برخی محققان ، نمایشهای «اعجاز » یا نمایشهای «آیین مقدّس » را در اروپای قرون وسطی، که آلامِ حضرت عیسی علیه السلام و قدیسان مسیحی را نشان می داد، نزدیکترین نوع نمایش مذهبی به تعزیه می دانند و حتی معتقدند که از قرن یازدهم و دوازدهم / هفدهم و هجدهم آشنایی با این نوع نمایشنامه ها از طریق شمال ایران ، زمینه های شکل گیری تعزیه را فراهم کرد. این محققان به سابقه اجرای تعزیه در نواحی قفقاز و دیگر سرزمینهای شوروی سابق تا پیش از سلطنت فتحعلی شاه (۱۲۱۲ـ۱۲۵۰) ــ که هم بخشی از ایران و هم شیعه نشین بودند ــ اشاره کرده اند.
به سبب شباهتهای تعزیه و تئاتر، محققان به مقایسه آنها پرداخته اند. برخی ، تعزیه را با اصول و قواعد نمایش غربی ارزیابی می کنند و آن را نمایشی ناقص می دانند. در مقابل ، بعضی دیگر تعزیه را از نمایش غربی و معیارهای آن مستقل می شمارند و ساختار نمایشی آن را فقط از دیدگاه مبانی اعتقادی و روشهای اجرایی خودِ تعزیه می سنجند  گوبینو شاید از نخستین کسانی است که تعزیه را با معیارهای نمایش غربی سنجیده و سیر تاریخی آن را همانند روند تاریخی تراژدیهای یونان دانسته است که طی آن همانگونه که در تراژدیهای یونانی نقش همسرایان (گروههای آوازخوان ) در برابر اهمیت بازیگران رنگ باخت ، در تعزیه نیز نمایش ــ که با نوحه خوانی نخستین دهه ماه محرّم پیوند داشت ــ بتدریج از آن گسست و به نمایشی متکی بر شبیه خوانان (بازیگران ) تبدیل گردید .

برتولت برشت نیز تعزیه را تئاتر محسوب کرده است . شیوه نو برشت ، مشهور به شیوه روایی ، و کوشش او برای «فاصله گذاری » میان بازیگر و نقش ، خواسته یا ناخواسته به شیوه های نمایشی در شرق ، بویژه تعزیه ، شباهت دارد برخی از نشانه های وجود فاصله در تعزیه اینهاست : تعزیه خوانی از روی دستنوشته  (مکالمه) در
هنگام اجرا (حتی اگر تعزیه خوان نسخ را از بر باشد)، رفت وآمد مردم ، دخالتهای آشکار تعزیه گردان و دیگر افراد، حضور مردان در نقش زنان ، گریه امام خوان برای وضع تأثر برانگیز امام ، گریه شمر و دعای او برای امام و اهل بیت علیهم السلام ، و حتی تذکر تعمدی و آشکار شبیه خوان به فاصله میان خودش و نقش و صحنه ؛ به عنوان مثال دردیالوگ های ابتدایی شمر آمده است :

نه من شمرم نه این خنجر نه اینجا کربلا باشد             فقط مقصود ما این است دراین مجلس بکا باشد

اگرچه هدف فاصله گذاری برشت با تعزیه کاملاً متفاوت است : او از بر انگیختن عواطف تماشاگران اجتناب می کند تا قوه داوری آنان را بر انگیزد، اما هدف تعزیه آن بوده است که با شور بسیار و بدون شکستن حریم و فاصله واقعی موجود، به نظام اعتقادی شبیه خوان و تماشاگر استحکام بخشد از حدود دهه ۱۳۴۰ ش /۱۹۶۰، برخی از کارگردانان مشهور غربی ، همچون پیتر بروک ، یژی گروتوفسکی ، آندره شربان ، تدیوش کانتور ، از نزدیک با نمایش روحوضی و تعزیه آشنا شدند و در تجربه های نمایش نو (نئوتئاتری ) خود از آنها بهره گرفتند.

نشانه و نماد در تعزیه کاربرد زیادی دارد چنان‌که گفته‌اند این نمایش باغی از نشانه و نماد است. انواع پرچم‌های سبز، سرخ و سیاه که نماد اهل بیت، شور و انقلاب و سوگواری‌اند، علم که نماد درفش سپاه حسین‌بن علی است، تشت آب به نشانهٔ شط فرات؛ شاخهٔ نخل یا هر نهالی به نشانهٔ نخلستان و درخت؛ چرخش به دور خود و راه رفتن به گرد صفحه به علامت گذشت زمان و همچنین مسافرت؛ چتر که وسیلهٔ القای تازه فرود آمدن هر ولی یا فرشته به‌ویژه جبرئیل از آسمان است؛ زدن عینک سفید برای نشان دادن روح بصیرت و نیکدلی و عینک دودی برای جلوهٔ خباثت و بدسگالی؛ عصا که نشانگر تجربه و مصلحت‌اندیشی است؛ نگریستن گاه و بی‌گاه از میان دو انگشت بزرگ دست برای تأکید بر قدرت و فضیلت اولیا در تجسم اوضاع آینده و همچنین پیش‌بینی؛ بر تن کردن نیم‌تنهٔ بلند سفید (کفنی) به نشانهٔ نزدیک شدن مرگ و اعلام جانبازی؛ زدن یا افشاندن اندکی کاه بر سر برای نشان دادن ماتم‌نشینی؛ اسب سپید بی‌سوار به نشانهٔ اسب حسین‌بن علی، ذوالجناح و شهادت صاحبش؛ گهوارهٔ آغشته به رنگ سرخ برای بیان شهادت علی‌اصغر؛ استفادهٔ گاه و بی‌گاه از کبوتری سفید برای آگاهی دادن به تماشاگران از دریافت نامه یا خبر و همچنین القای حس معصومیت و همدردی در آن‌ها و کجاوه‌نشینی شبیه‌زنان برای نمایش به اسیری رفتن آن‌ها، از جمله این نمادهاست.

نقش‌خوانی بر منبر، ویژهٔ اولیای نامدار است؛ بزرگی و کوچکی چهارپایه‌هایی که اولیا برای سر دادن نقش‌های خود بر آن می‌ایستند وسیله‌ای برای مشخص کردن پایه و مرتبه آن‌هاست.

موسیقی درتعزیه

اهمیت موسیقی آوازی در تعزیه چشم‌گیر است به گونه‌ای که ایفاگران نقش‌ها می‌بایست از دستگاه‌های موسیقی آگاه باشند تا اگر نقش آن‌ها تغییر یافت، بتوانند در آواز معین بخوانند. در موسیقی تعزیه برای نقش‌های افراد سخت‌دل آوازهای متناسب با نقش‌های آن‌ها انتخاب می‌شوند مانند شمر که در نوا یا رجز و علی‌اکبر که در دشتی می‌خوانند. برای پیش‌گیری و آمادگی از جابجایی ناگهانی نقش، هر کس باید لحن‌ها و شعرهای دیگر نقش‌ها را فرابگیرد.

چون شیوه بیان حوادث در تعزیه مبتنی بر آواز بود، معمولاً تعزیه خوانان با مقامها و گوشه های موسیقی ایرانی آشنایی داشتند. معین البکا یا دستیارش (ناظم البکا)، کودکان خوش صدا را با نقشهای کوچک و کم اهمیت و به اصطلاح «بچه خوان » تعلیم می دادند تا رفته رفته با آگاهی برظرایف اجرای آواز، تعزیه خوان شوند؛ ازینرو، تعزیه را یکی از مهمترین عوامل حفظ بخشی از نغمات موسیقی ایرانی دانسته اند. در هر تعزیه ممکن بود اشعار در گوشه ها و دستگاههای متعددی خوانده شود، البته در سؤال و جوابها لازم بود که تناسب مقامها رعایت گردد، مثلاً اگر «امام خوان »  در دستگاه شور می خواند، «عباس خوان » هم باید در همان دستگاه جواب او را می داد تغییر دستگاهها در تعزیه معمولاً ناشی از تغییر صحنه و موضوع وقایع بود؛ بنابراین ، تعزیه خوان «مرکّب خوانی » (خواندن قطعه ای در چند دستگاه موسیقی ) نمی کرد و لازم نبود برای تغییر دستگاهها از مایه های انتقالی استفاده کند. «اشقیاخوان » (کسی که نقش دشمن امام را بر عهده می گرفت )، بر خلاف سایر تعزیه خوانان ، اشعار را به آواز نمی خواند، بلکه به اصطلاح «اُشْتُلُم » (رجزخوانی) می کرد.
ارتباط میان تعزیه و موسیقی تنها از طریق آواز نبوده است ، بلکه سازهای موسیقی نیز در مجالس تعزیه به کار می رفت ، چنانکه گاه پیش از آغاز تعزیه و به جای «پیش خوانی »با نواختن برخی سازها، مانند شیپور، طبل ، دُهُل ، کَرنا، سُرنا، نی لبک ، نی ، قره نی ، نقاره و سِنج ، تماشاگران را برای شنیدن و دیدن تعزیه آماده می کردند البته در حین اجرای تعزیه معمولاً آوازها با ساز همراهی نمی شد، جز در موارد اندک که در این موارد رعایت دستگاهها لازم بود، چنانکه معمولاً برای شبیهِ (نقشِ) علی اکبر و قاسم ، چهارگاه و سه گاه و اصفهان ، و برای شبیهِ امام ، نوا نواخته می شد در صحنه های فاقدِ گفتگو، مثل صحنه های مسافرت یا نبرد یا در وقفه های میان جریان نمایش (آکسیونها)، نیز از ساز استفاده می شد. در تعزیه معمولاً هر یک از سازها کاربرد خاصی داشتند، مثلاً هنگام ورود اشخاص و شروع جنگها طبل می زدند و هنگام وقوع صحنه های حزن آلود شیپور و قره نی می نواختند.
موسیقی تعزیه موجب حفظ و تداوم بسیاری از نغمه ها و قطعات موسیقی سازی و آوازی ایران شد  و از سوی دیگر، این موسیقی را در مراتب مختلف تحت تأثیر قرار 139009243285داد. در موسیقی نواحی نیز این کارکرد و تأثیرِ عمیق موسیقی تعزیه وجود دارد .

ملزومات و شیوه های اجرای تعزیه . چون در تعزیه چهره آرایی (گریم ) انجام نمی شد، نقشها را با قیافه و گاه صدای تعزیه خوانان هماهنگ می کردند؛ مثلاً، امام خوان معمولاً خوش صورت بود و ریشی متناسب داشت برای آنکه تعزیه خوان به نقشی که برعهده گرفته بیشتر شبیه شود، انتخاب نوع لباس و وسایل و ابزار مناسب اهمیت ویژه ای داشت . نوع لباسها و سایر لوازم تعزیه خوانان در شهرها و روستاها و نیز در دوره های گوناگون متفاوت بوده است از مجموع پوشش تعزیه خوانان می توان دریافت که لباس اولیا سبز و سیاه و گاه سفید، و لباس اشقیا سرخ بوده است . بنا بر توصیف عبداللّه مستوفی ، در دوره ناصرالدین شاه شبیه امام حسین علیه السلام معمولاً قبای راسته سفید، شال و عمامه سبز، عبای ابریشمی شانه زری سبز می پوشیدند. بچه خوانها پیراهن عربی بلند و سیاه با سربند می پوشیدند. جنگجویان هر دو طرف زره و کلاهخود داشتند. زیر زره ، اشقیا قبای سرخ و اولیا قبای سفید می پوشیدند  .

…ومخلص کلام اینکه: تعزیه یا شبیه خوانی ، هنری ماندگار در عرصه هنرهای دینی است امادر برخی مناطق، تعزیه از نظر کیفی رو به افول میرود، زیرا هیچ شخص یا نهادی مشخص به ساماندهی آن نمی پردازدکه البته اخیرا انجمن تعزیه ایرانیان متشکل از هنرمندان واساتید هنرمقدس تئاترباهدف به شناسایی شبیه خوانان، عضوگیری و پژوهش در تهران تشکیل شده ونخستین شعبه آن در شیروان خراسان شمالی افتتاح شده است .چه جای سخن گفتن که تعزیه چه به لحاظ ارزش هنری وچه به خاطر اعتقادات مذهبی بایستی به عنوان میراث فرهنگی حفظ شود. شایان ذکر است ؛ تعزیه به عنوان یک میراث معنوی در یونسکو به ثبت رسیده است و وقتی در یونسکو مراسمی به عنوان میراث معنوی وهنری یک کشور به ثبت می‌رسد به این مفهوم است که دولت مکلف به حمایت از آن است. البته براین باوریم چنانچه نهادهای فرهنگی هم حمایتی از شبیه خوانی نکنند بازهم تعزیه – این کهن الگوی نمایش های ایرانی – برزمین نخواهد ماند زیرا عاشقان دلسوخته ای پیداخواهد شد که به برگزاری هرچه باشکوه ترشبیه خوانی اهتمام ورزند.

 مولفه های ظریف تعزیه پتانسیل آن را دارد که به  هنری جهانی تبدیل شود همانطور که هنرمندان بزرگی چون آنتونن آرتو، گرتوفسکی و پیتربروک نیز از هنر شرق برای ارائه آثارشان بهره گرفته اند.

شبیه خوانی در  درمشکین شهر عزیزمان نیز قدمتی دیرینه دارد که امیدوارم با تلاش های مجدانه وخدمت صادقانه ومهمتر ازهمه همدلی واتحاد عاشقان حضرت سیدالشهداء (ع) وبااجتناب از انشقاق گروه های سرشناس شبیه خوانی شاهد برپایی  باشکوه ترمراسم تعزیه درنقاط مختلف این کهن دیار مهرورز باشیم. در پایان  لازم می دانم به عنوان یک شهروند وبه سهم ناچیز خود همت اثر بخش هنرمندان مشکینی را ارج نهاده ووبایادکردی از استادارجمندجناب آقای دکتر جابرعناصری (پدرتعزیه ایران)کوشش های بی دریغشان را در نیل به فرهنگ وارزش های والای انسانی تکریم نمایم.

هرگونه کپی برداری از خبرهای این سایت، تنها با ذکر نام خیاونیوز و کد خبر موردنظر مجاز است.
کد این خبر: 14538

0
کلمات کلیدی این خبر: ,


۲۲ ديدگاه مطلب براي " تکرار/تعزیه الگوی کهن نمایش های ایرانی " ارسال شده است.

  1. رهگذر می‌گه:

    شما انسان دانشمندی هستید و در زمینه مطالعات علمی تعزیه اطلاعات کافی دارید امیدوارم تلاشهای شما در این باب جهتی باشد برای برگزاری تعزیه خوانی صحیح و ارائه فرهنگی صحیح

    1+
  2. مهدی جدیری می‌گه:

    باتوجه به موضوع بحث پرداختن به ان باید در اولویت رسانه های جمعی قرار داده شود و این امر باعث می شود این شیوه از عزاداری موجب ترویج صحیح ان و اصلاح بعضی از بدعت ها وغلو ها که در این مراسم های حسینی می شود وآموزش دست اندر کاران با مقتلهای موجود نوشتن ان به صورت نمایشنامه و شبیه خوانی امری واجت اساتیدی مثل شما را می طلبد ممنون از مطلب زیبایتان استفاده کردیم.

    1+
  3. اوزگور می‌گه:

    آقای کریمی کاری که شما انجام میدهین خیلی ارزنده است. ولی کاشکی شعر و کلماتی که میگن خالی از کلمات زبان فارسی باشه.چون یکی از راههای از بین بردن زبانمان (ترکی یا آذری)نفوذ از طریق شعر ها و گنجاندن فرهنگ لغات پارسی بیگانه میباشد

    1+
  4. مشكبار می‌گه:

    سلام آقای کریمی لطفا عکسی از خودتان هم در نوشته هایتان قرار دهید .

    0
  5. یاشار اسماعیلی می‌گه:

    هنرمندگرانمایه جناب آقای کریمی مطالب ومباحث ارزشمند وقابل استفاده ای بود امیدوارم درخصوص سیر شبیه خوانی در مشگین شهر هم مطالبی بنویسید . یادش بخیر نقش آفرینی های زیبای شما در تئاتر تالار توحید . ای کاش جلای وطن نمی کردید مشگین شهر به وجود هنرمندانی مانند شما نیاز دارد یادوخاطره شما همچنان در ذهن هنردوستان به ویژه تئاتری ها باقی است وزحمات ارزشمندتان درجشنواره های استانی وبین المللی فجر قابل ارج گذاری است . نمایش شاگردان تنبل یادش بخیر

    0
  6. حسین رادفر می‌گه:

    آقای کریمی عزیز ای کاش کمی هم درمورد ادبیات زبان مادریمان هم تحقیق و تفحص می نمودید.

    0
    • احدکریمی می‌گه:

      برادر ارجمند جناب آقای رادفر عزیز
      باسلام واحترام بی شک در خصوص زبان مادری مان پژوهش های بسیاری از سوی اهلش انجام شده است وآنچه از دست این حقیر برمی آید اجرای نمایش های بومی ومحلی با لحاظ فولکلور های منطقه ای است که نمونه آن نمایش یوخسوللوق در بیست ویکمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر با همکاری هنرمندان فرهیخته شهرمان می باشد ولی باز درحد توان به روی چشم به دیده منت می پذیرم

      0
  7. rasol pourhasan می‌گه:

    باسلام وعرض ارادت
    آقای کریمی واقعا به مطالب جالبی در مورد تعزیه اشاره فرمودید وجای تفدیر وتشکر دارد درضمن بنده در اکثر شهرهای آذربایجان شبیه خوانیهای آنها را از نزدیک نظاره گر بودم ولی تعزیه مشکین شهر واقعا می تواند الگوی خوبی برای سایرشهر ها باشد.

    0
  8. هادی عسگرزاده می‌گه:

    کاش میشد ما به جای این مراسمات …… اداب ،رفتارمون وفرهنگمونو ارتقا میدادیم .@کاش

    0
  9. همشهری می‌گه:

    دوست من آقا هادی، اونایی که به این مراسمات اعتقاد قلبی دارند یقیقنا معرفت وشناختشان در حدی هست که رعایت ادب وفرهنگ را بکنند.ولی عده ای هستند که متأسفانه شناختشان از امام حسین (ع) تنها در حد اسب دوانی وجولان دادن در بین مردم است . دوست من خیلی حرفارو نمیشه زد می فهمی که چی میگم!؟

    0
  10. حسین پوررضا خیاوی می‌گه:

    باسلام و عرض ادب خدمت دوست و همکلاسی عزیزم اقای احد کریمی شاید شبیه خوانی و تعزیت داری که شما سر کلاس زیست شناسی دبیر مربوطه در اوردیدالبته با همکاری دوستان فاخرترین اثری بیاد ماندنی از هنر شما در پیش ما باشد با ارزوی سلامتی و توفیق روز افزون

    0
    • احدکریمی می‌گه:

      باسلام ممنون از حسین عزیز چای رفاقت من همیشه تازه دم است . یادروزهای گذشته بخیر ونیکی

      0
      • حسین پوررضا می‌گه:

        ما که دلمون برات تنگ شده از جفای روزگار شرمنده دوستانیم هر کجایی که هستید ارزوی شادکامی و موفقیت دارم

        0
  11. سید رضا می‌گه:

    با سلام خدمت دوست عزیز آقای کریمی.ضمن تشکر از زحمت کشیده .توجه فرمایید همه به اطلاعات اینترنتی کم و بیش دسترسی دارند وقتی عنوان هنرمند و نویسنده و …در پیشینه جنابعالی می باشد باید از ش دفاع کنید متنی را درج می نمایید که منبع آن ویکی پدیا است بهتر است به مخاطب ارزش قایل شویم .این یک نقد است

    0
    • احدکریمی می‌گه:

      دوست گرامی وهنرمند عزیز آقاسید رضا
      باسلام واحترام وآرزوی بهروزی وسلامتی و تشکر از نقد مختصرتان
      ۱- حضرتعالی قطعا استحضار دارید که ویکی پدیا دانشنامه آزاد است که توسط کاربران ویرایش وبه روز می شودومطالب آن به خودی خود به وجود نیامده است وجستجوگرهایی دارد که مطالب را با کلید واژه هایی ویرایش وکپی می کند .
      ۲- مسلما جنابعالی به عنوان یک هنرمند فرهیخته تفاوتی برای “نویسندگی” ، “تالیف” ، “تصحیح” و… قائل هستید.
      ۳- شما دوست گرامی حتما درجریان لینک دهی در استفاده از مطالب اینترنتی هستید اگر به مقاله توجه فرمایید ، ملاحظه خواهید فرمود که حقیر مطالب (مثلا “واژه های رایج درتعزیه”) را با خط قرمزبرای مطالعه بیشتر کاربران محترم به ویکی پدیا ارجاع داده ام . اگرچه ویکی پدیا منبع دست اول وقابل اعتماد نیست .
      ۴- این مقاله قبل از شکل گیری ویکی پدیا (حدود ۱۳سال پیش) در نشریه “آراز” به چاپ رسیده است .که حتما در آرشیو نشریه موجود می باشد. (که اگر نام خانوادگی مبارکتان “م” باشد به هنگام سفربه مشکین شهرآن را خدمتتان ارائه می کنم)شایان ذکراست این مقاله به پیشنهاد وتوسط دوست بسیار ارجمندم جناب آقای رحیم فرجی خیاوی (ضمن آگاهی از چاپ آن درنشریه آراز) به سایت خیاو نیوزارسال شده است.
      ۵- شما برادر گرامی حتما واقفید که پیشینه تحقیق و بهره گیری از منابع ومآخذ از نقاط قوت یک پژوهش است. حال به لحاظ شکلی فرقی نمیکند آن منبع ویکی پدیا باشد یا منابع مکتوب و… .
      (البته عدم رفرنس دهی به علت شتاب درارسال مقاله از طریق ایمیل نقصی برای مقاله است ، که می پذیرم)
      حال منابع را برای مزید استحضار تقدیم می کنم :
      ۱/۵- سلسله مباحث خانم لاله تقیان – فصلنامه نمایش
      ۲/۵- تعزیه در ایران – همایونی ، صادق (۱۳۶۸)
      ۳/۵- ادبیات نمایشی درایران – ملک پور،جمشید (۱۳۶۳)
      ۴/۵- تعزیه :آیین ونمایش – چلکووسکی پیترجی – ترجمه : حاتمی داوود
      ۵/۵ – زمینه اجتماعی تعزیه وتئاتر درایران – ستاری،جلال (۱۳۶۸)
      ۶/۵- موسیقی در تعزیه وساختارشناسی ژانرهای ادبی وهنری – آذری خرم ،افشین (۱۳۵۹)
      ۷/۵- سخنرانی دکترجابرعناصری درهمایش اردیبهشت تئاتر ایران
      و…..
      ۶- در پایان از همه اهالی نجیب دیار صفا ومعرفت – مشکین شهر- به ویژه مدیر محترم خیاو نیوز جناب آقای اسدی که زمینه تعامل اهالی فرهنگ را فراهم کردند واز نقد سید رضای عزیز صمیمانه سپاسگزارم واز حضرت آسمان برای همه شما سلامتی مسئلت می نمایم . الهی که آبتان سرد ونانتان گرم.
      راضیم به رضای سید رضا .
      مانیز عاشقیم اگر یادمان کنند افسانه ها کفاف غم وقرص نان کنند
      برمانوشته اند که شعری بیاوریم تاخویش را درآینه مانهان کنند
      یک عمر ازاهالی این خاک بوده ایم زان پیشتر که درقفس آسمان کنند
      تقدیر ما تعارف یک شعر هم نشد ماراکجا که دردل خود میهمان کنند
      این واژه ها که مرهم زخمی نمی شوند بگذار لحظه های تورا شادمان کنند
      حالا بخند ؛ وقت اذان است گوش کن ! شاید فرشتگان وخدا یادمان کنند

      0
  12. اسکندری می‌گه:

    سلام
    من اصالتا مشکین شهری هستم اما درتبریز متولد شده و زندگی می کنم آقای کریمی از فعالان بنام فرهنگ وهنر مشکین است که در صداوسیمای تبریز برای خود ارج وقربی دارد متاسفم که برای برخی ازما ها همیشه مرغ همسایه غاز است . قدرشناس هنرمندانمان باشیم.دلم برای مشکین می ت÷د.

    0
    • هاتف می‌گه:

      با سلام به همه هنرمندان .نقد یک مقوله و بهتر بگم یک علم است علم ارزشیابی و بررسی علمی و عملی یا نظریه یک فرضییه یک اثر هنری و ادبی .و تخریب نیست این نقد هست که اثر را به چالش می کشاند و باعث می شود زوایایی پنهان وآشکار جلوه پیدا کند و هنر با آن رشد پیدا می کند تا اثری نقد و کالبد شکافی نشود پیشرفت حاصل نخواهد شد و هنرمند و صاحب اثر خود را برای رویایی با منتقدین اثرش چه از نظر کیفیت و شخصیت آماده کند در مقابل نقد ،شنیدن و تفکر و صبوری لازم است و باید از منتقد تشکر کرد که به آثار شما با دید خاص نگاه کرده و باعث می شود شما در کار بعدی شتابزده عمل نکنید و همیشه در ذهنتون هست کسانی با دید ویژه به شما نگاه می کنند من همیشه دوس دارم کارهایم را نقد کنند ولی کسی نیست خود را به خطر بینداره ،

      0
  13. بختیار می‌گه:

    با سلام وعرض خسته نباشید حضور دوست ارجمندم جناب اقای کریمی به خاطر ارائه مقاله ای علمی.
    ۱-رفرنسهایی که در جواب اقای سید رضا ذکر نموده اید در پایان مقاله بیاورید چون که ارزش علمی یک مطلب به منابع ان وابسته است و حیف است شما این رو از مقاله خوبتان دریغ فرمایید
    ۲-نوع لباس در شبیه خوانی از اهمیت زیادی بر خوردار است .در حالیکه همگی عرب هستند ولی لباس اشقیا نه تنها از لحاظ رنگ با لباس موافق خوانان فرق دارد بلکه فرم لباس انها اعرابی نبوده وبه لباس سربازان عثمانی با شلوارهای تنگ و کلاههای منقوله دار بیشتر شبیه است که علت انتخاب این لباس نیز دلایل متعدد سیاسی مذهبی دارد که به خاطر تنش زا بودن ،من حداقل وارد این بحث نمی شوم ولی مطمئنا جنابعالی اشراف کامل به این قضیه دارید و ای کاش شما بدون مصلحت اندیشی وارد این مقال نیز می شدید .متشکرم خوب بود

    0
    • احدکریمی می‌گه:

      باسلام واحترام
      رهنمودها ومطالبتان ارزشمند وقابل استفاده بود خوشحال می شوم ازمطالب تکمیلی شما درخصوص لباس درتعزیه بهره مند شوم.صمیمانه سپاسگزارم.ahadkarimi@aol.com

      0
  14. صادقزاده ابوالفضل می‌گه:

    با سلام خدا قوت ….

    0
  15. هادی.ص می‌گه:

    سلام آقای کریمی. یادش به خیر نمایش یوخسوللوق … خاطرات خیلی خوبی از آن نمایش به همراه شما در بیست و یکمین جشنواره تاتر فجر تهران در ذهنم ماند گار است. سال ۸۱ با آن امکانات محدود، نمایش خیابانی یوخسوللوق بر پایه ادبیات فولکولور آذربایجان در تهران خوش درخشید و مقام های بسیاری کسب کرد. به یاد دارم متنی که شما برای نمایش نوشته بودید استاد بهزاد فراهانی در مراسم اختتامییه با چشمان اشکبارش خواند و مورد تشویق بیشمار تماشگران واقع شد…کاری که شما آن موقع بر پایه ادبیات فولکولور آذربایجان انجام دادید قابل تحسین است .ایکاش هنرمندان این سالها ، میتوانستند اثری مثل یوخسوللوق بیافرینند.

    1+
  16. وحید می‌گه:

    اگه سرس یه ویکی پدیا بزنید میبینید این مطالب قبل از اینکه اینجا اورده بشه قبلا انجا ثبت شده نمیدانم چرا در پایان مقاله ذکری از منبع یا سایت ان نیاوردی ؟

    0
ارسال نظر

- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خیاونیوز در وب سایت منتشر خواهد شد. با توجه به تعداد زیاد نظرات، روند بررسی و تائید نظرات ممکن است مدتی به طول انجامد.
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی شوند.
- نظراتی که غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


----------------------------------------------------------
همه اخبار